سيد محمد باقر برقعى

403

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

بعضى از آنها به زيور طبع آراسته شده است : گنجينهء شعر و ادب فارسى ( از كودكى تا پروين ) ؛ فرهنگ اصطلاحات فلسفى و منطق و فنون ادبى ؛ يادنامهء بانوى مجتهده « امين » ؛ مقدّمه بر شرح آثار بانو امين ؛ جلوه‌هاى فلسفه در عرفان در شعر و ادب ايران ؛ نازك‌خيالىهاى صائب ؛ فنون ادبى ؛ فن نگارش و سخنورى ؛ گنج معرفت ؛ مبانى تعليم و تعلّم در معارف اسلامى ؛ چهره‌هاى درخشان شعر و ادب فارسى ؛ احاديث ائمهء اطهار عليهم السّلام در مقام والاى علم ؛ ديوان اشعار به نام « باغ آشنايى » . شهير در حال حاضر مسئوليّت دو انجمن ادبى حافظ و شعر و ادب حوزهء هنرى خانهء هنرمندان اصفهان را عهده‌دار است . يا حجة بن الحسن العسكرى ( عج ) جانم به لب رسيده ، هنوزت نديده‌ام * يك گل ز شاخسار وصالت نچيده‌ام در هركجا كه مىنگرم ، نقش روى توست * از هركسى حديث جمالت شنيده‌ام غير از وصال روى تو ، اى آفتاب حُسن * از هرچه هست رشتهء الفت بريده‌ام امروز زنده‌ام به اميد لقاى تو * چون مهر تو به قيمت جانم خريده‌ام بال‌وپرم شكسته شد از تنگى قفس * اى واى من ! كه طاير بُستان نديده‌ام افتاده‌ام ز پاى در اين دشت بىكران * ازبس به روى خار مغيلان دويده‌ام تسكين نيافت خاطر غم‌ديده‌ام « شهير » * عمريست زهر تلخى هجران چشيده‌ام سفر به شهر نور بيا ز پهنهء درياى دل عبور كنيم * از اين گذار ، سفر سوى شهر نور كنيم رها شويم ز بند علايق دنيا * اگر كه اين من و ما را ز خويش دور كنيم بيا كه باز نماييم قفل فاصله‌ها * بيا كه سينه تهى ز آتش غرور كنيم مقام عشق و جنون را نمىتوان دريافت * هزار مرتبه اين درس اگر مرور كنيم براى عرصهء پرواز ما جهان تنگ است * خوشا دمى كه از اين تنگنا عبور كنيم